تبليغاتX
دنیای فسقلی من

دنیای فسقلی من

 

سلام J

 

حالتون چه طوره؟ خوبین؟ خوشین ؟ اِ   اِ   اِ  نزنین دیگه حالا یکمی دیر شدJ... !!!

در عوض قول میدم تابستون زود زود آپ کنم تا از خجالتتون درام.

تازه یه عالمه مطلب دارم .(آره جون خودم)

حالا این دسته گل از طرف من  تقدیم به شما      : 

 

این پستو تا آخرش بخونین پره نکته کنکوریه مخصوصآ این روزا به دردتون می خوره.

 

خب دیگه بریم سر اصل مطلب:

چند وقتیه که کنار مدرسمون دارن یه دبیرستان میسازن؛... 

نکته:در انتخاب کارگران سازنده ی این مدرسه به جوان گرایی اهمّیّت ویژ ای داده بودند.

ساختنو ساختنو ساختن تا به دیوار کوتاه مدرسه ی ما رسیدن ... (دیری ری رین )

نکته : این دبیرستان بیشتر شبیه یه برجه ، آخه من نمیدونم

 کدوم بنده ی خدا حاضر میشه بره طبقه ی هفتم درس بخونه .

برای من یکی معلوم نشد که این کارگر کو چولوا چرا وقتی میخوان بیان کارگری

 شلوار جین میپوشن مواشونو یه من ژل میزنن بعدش درست میان طبقه ی سوم

 *وبلا نسبت *شروع میکنن به کار

آخه طبقه ی اول و دوم فقط شلمون داره اما طبقه ی سوم رنگ آمیزیشم تموم شده!!!!!!!

                      

    ولی خب ماکه فوزول نیستیم !

 

نکته : طبقه ی سوم اون مدرسه  دقیقآ میخوره توی مدرسه ی ما یعنی تسلط کامل بر ما  

(استغفرالله...)  FACE    to    FACE

 

ورزش صبحگاهی

خانم حدیدی (دبیر ورزشمون) علاقه ی بسیار به انجام حرکات ورزشی همراه

با آهنگ جاز داشتند .بنابراین ما هر صبح با

موسقی بسیار دل نواز(با گوش خراش هم معنی نه؟!) که

 تمام ذرات وجود آدمی را به هیجان می آورد  شروع به انجام حرکات ورزشی میکردیم

تا صبح خودرا با نشاط بیشتری آغازکنیم.( ادبیاتوحال کردی )

_ ح:خب بچه ها حالا میرسیم به دورکمر!

_ ما : این شی میگه؟؟!             نه...نه...

 _ ح : آفرین خوبه ... خوبه...

_سیم.سیم : اِ ... بچه ها اونجارو نگاه... چه به ردیف واسادن .چرا کار نمی کنن ؟

_سفیده : نگاه اون یکی داره دس میزنه ....  بچه پرو

_خانوم شما کارتو انجام بده چی کار به اونا دارین؟

_ما : ها... آخه ما مؤذبیم .

.

.

هی از اونا گفتن بود و ازمام نشنیدن ...

_بس کن دیگه خانوم

وسپس با لحنی بسیار آرم ودل نشین !!!به ما میگفتند :

_دیگه نمیخواد ورزش کنین ...به فرمایید تو!

 

والیبال

از دیگر مشاکل (جمع مکسر مشکله)ما بازی های هوازی ازقبیل والیبال و بسکتبال بود البته بچه های بسکت طفلکیاهیچ تقصیری نداشتنااا همش کار این والیبالیای موذمار بود مثلآ:

زنگ ورزش بودوداشتیم والیبال بازی میکردیم که یهویی جو گیر شدمو اومدم یه سرویس بلند بزنم  که رفت اون طرف دیفار...

 

_من: مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان  ... L

_الهام: اشکالی نداره فوقش خانوم حدیدی دارَت بزنه...  آرام باش.           _اِ الی جون تودیگه چی میگه؟

نکته : الهام دختری ساکت خونسرد آرام صبور جیغ جیغو ! شلوغ هیجانی با احوالاتی گوناگون است .

که در همین حین نقطه ی سیاه رنگی وسط خورشید که با سرعت زیادی درحال گردش به دور خود بود در آسمان ظاهر شد.

_ من: بجه ها کســــــوف !

_ :ها؟؟!؟؟ کو؟                   نه بابا اون همون چیزه اس دیگه چی بوداسمش؟

_ اِ ... چرا هی داره بزرگ میشه؟                             اِ... داره میاد طرف من !

_اون یکی: شهابه ؟

_ این یکی: نه رنگش راه راه زردوآبیه

بــــــــوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووومــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

چند دقیقه بعــــــــــد

.

.

_      پَپَرو... پریا...                 (فک کنم الهام بود که تو اون شرایط هی داد میزد مرده...مرده...)

مریم: بشم ... بشم ...   زهرا : هیپو فیزشه؟ ...  سیما : استغفرالله ...  من: آی دماغمـــــم...

خلاصه مام به هوش اومدیمو (این چیزا زیاد ربطی به اصل مطلب نداره)

یهو یی دیدم بچه ها هی دارن با تمام وجود  توپو پرت میدن اون طرف دیوار !!!×!!!

_: اِ ... اِ ... اِ ... بچه دارین چیکار میکنین ؟؟

_سفیده: وایـــــــــــــــــــی چه حالی میده !  

_ من: یعنی چه؟

_سفیده: نگا کن توپو وقتی میندازی  اون طرف خودش میاد این طرف

_ من : ها؟ ...   ...   خودش؟    یعنی چــــــــــــــه؟

_سفیده : یعنی یکی اون طرف دیوار وایساده بعد ...

_:اونیکیایی که میگی نکنه منظورت یکی ازاین کارگرا س؟

_:آره دیگه گل گفتی حال برواونور دیگه، الآن فک میکنه قهر کردم و رفتم .

ما ساله سومیا الگوی بچه اول و دومیا بودیم اینطوری میکردیم دیگه ببینید اونا چی میکردن ...

خودشونو کشتن

نکته: این مسله پس از تصویب شورای نگهبان مدرسه(:سیما ودوستان.) به دفتر کشیده شد و ...

                                                  آب بیارو حوض خالی کن

(البته به دلیل جولوگیری از طولانی شدن این پست ازگفتن بسیاری ازجزییات چشم پوشی میکنیم)

 

 

بععععععععععععععععععلـــــه اینم یکی از هزاران مشکلی بود که این کارگران شب کار و روز(....)

درست کردن .

نکته:هیچ کدام از دانش آموزان و کارکنان مدرسه ی ما در ساعات کاری خود این* کار گران را مشغول کار رویت نکرده بودند.*

 

           *    *     *     *    *     *     *

حالا دیگه بگذریم که چندتا ازنمایشو سرودو ... به خاطره این تحفه های زحمت کش کنسل شد.

 

 

 

 

     BAY   BAY      BAY   BAY  BAY    BAY

تا زود...

 

+ نگاشته شده در پنجشنبه ششم تیر 1387 21:23 توسط انگشتام |


ســـــــــــــــــــــــــــــــلام

یامقلب القلوب والابصار

یامدبراللیل والنهار

یامحول حول والاحوال

حول حالناالااحسن الحال

عیدتون مبارک

امیدوارم این سال(1387)سالی پراز

 شادی ونشاط توءم با موفقیت روزافسون واسه همه ی گلایی

که میان اینجا و نمیاناینجا باشه ایشاالله امسال هرکی آرزوی

قشنگی داره بهش برسه و شاد و سلامت باشه

پردهارو بزنیم کنار پنجررو باز کنیم بذاریم نسیم بهاری که پشت هر

 پنجره کمین کرده بیاد تو و حال مارو جابیار امسال بوی عید و امیدوارم

  همه احساس کرده باشن گرچه که میدونم این امیدواری بیفایده ست

خیلیا عزیزاشونو ازدست دادنو امسال عید ندارن مثل

خونواده ی آیدین نیکخواه بهرامی ملی پوش بسکتبال ایران که تو تیم

ملی هیچ کی نیست که بتونه جای خالیشو پر بکنه  

بگذریم ...

 

راستش من به همه یه معذرت خواهی بـــــــــزرگ بدهکارم 

خیلی وقت بود که آپ نکردم پس به خاطر کمبود وقت توی همین

پست یه پست دیگه ام میرم تا از خجالتتون درام پس دوباره: 

 


سلام

به همتون امیدوارم حالتون خوب باشه ببخشید امتحانا خیلی فشرده بود

 نتونستم این چند وقته بیام آپ کنم خب چیه داشتم درس میخوندم

حسودیتون میشه؟؟؟؟؟

اصلا پاک یادم رفته بود که یه وبلاگی  چیزی دارم  یه هو یه شب که داشتم

با دوستم تلفنی حرف میزدم بین صحبتامون یه هو حرف از اینترنتو اینجور

چیزا اومد وقتی اون تند تند داشت حرف میزد من یادم اومد که منم یه

 زمانی یه وبلاگی داشتم خیلیم دوسش داشتم  ولی یه 900 سالی

میشه که سراغش نرفتم همون موقع جزممو عزم کردم که بیامو بیاپم

 البته توی این مدت توی نت میومدم اما خب(امتاحانات چیز جالبی نیست

 که ازش بنویسم) الآن که اومد تو وبلاگم دیدم بیچاره وبلاگم,  

پوسیده قالبش کهنه شده . شده؟ نه بابا افسردگی گرفتم تازه مد شده

 ولی هنوز که هنوزه یه خورده گاف داره

 اون آهنگ داغونش (مال 9000 سال پیشه) این ماهی ویلون و بی هدف و...

باید تو این مدت یه دستی به سر و روش بکشم  آخه یکی نبود بگه ظالم تو که

 وقتشو نداشتی چرا وبلاگ درست کردی؟

دیگه دیگه آها اینکه این وبلاگ شاید واسه

 یه مدت کوتاه ورزشی(والیبالی)بشه اوا چرا میزنین گفتم واسه یه مدت کوتاه.

ودیگه اینکه :

         

 .::آرزومند آرزوهایتان::.        

                               .::غروب غم هایتان::.

  .::وطلوع شادی هایتان::.

                             

                                  ** خداحافظ همین حالا 

عیدی یعنی همون نظر بدینااا  

یادتون نره

              

+ نگاشته شده در جمعه دوم فروردین 1387 22:3 توسط انگشتام |



              سلااااااااااااااااااااااااااااااااام

من خیلی وقتا می بینم که خیلیا زود نا امید می شن  

          می گید دروغ می گم؟؟؟؟؟؟؟

                    پس این مطلبو تا آخرش بخونید

اگه يه بار همه 20 واحد رو توي يه ترم افتادين! ......... بي خيالش
اگه شما رو با نمره 11.99 مشروط كردن! ......... خوب شده ديگه
اگه استاد مي خواد به جاي آقا بهتون بگه خانوم! ......... بگه
اگه يه دفعه هارد 60 گيگابايت شما هاپولي هاپو شده! ......... پيش مياد ديگه
اگه پرسپوليس قراره از پيكان ببازه! ......... ببازه
اگه آمريكا يه موشك اتمي تنظيم كرده درست روي خونه شما! ......... مسئله اي نيست
اگه صبح اول مهر بجاي ساعت 6، ساعت 7 رفتين سر كار! ......... دقيقاً رفتين سر كار
اگه كفشي كه امروز واكس زدين رو همه لگد مي كنن! ......... تعجبي نداره
اگه درست شب امتحان بعد از مدتها به عروسي دعوت شدين! ......... مباركه،

عروسي رو كه نمي شه نرفت
اگه کار شما به جايي رسيده كه خودتون به خودتون ايميل مي زنين! .........

اينجوري هم يه صفايي داره
اگه توي انتخاب واحد به شما 13 واحد بيشتر نرسيده! .........

حتماً حكمتي توي اون بوده
اگه بعد از 3 ساعت چت كردن يادتون اومد كه با اينترنت ساعتي 500 تومن

وصل شده بودين! ......... مهم نيست
اگه شمعهاي كيك تولد شما رو بقيه فوت كردن! ......... لبخند بزنين
ا

گه ماشينتون جلوي يه مدرسه دخترونه پنچر شد و

 شما پنچر گيري بلد نبودين! ......... خودتون رو نبازين
ا

گه در حال فرستادن قلب و بوسه با مسنجر

متوجه شدين يكي پشت سرتون وايساده! ......... عيبي نداره بابا
اگه بغل دستي شما سر كلاس كه اتفاقا " كنار شما

رديف اول نشسته انگشتش رو تا مچ توي دماغش فرو كرد،

 شش دور بپيچوند، بعد با يه حالت دوراني بيرون آورد،

خوب بهش نگاه كرد و بعد خيلي آروم زير ميز كلاس دستش رو پاك كرد! ......... نه!

اين يكي رو شرمنده، آدميزاد هم يه تحملي داره

  حالا هنوزم می گید دروغ می گم آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟(من که دروغ نمی گم!!!!!!)

                   

 

        

ولی شما نظر بدید چونکه.....

دوستان را یاد کردن عار نیست یک اس ام اس کمتر از دیدار نیست دوستان
را دوستی کن در حیات بعد مردن دوستی در کار نیست.....SmileySmiley
 

 

            فعلا  ..............

http://khafansampad.blogfa.com/8509.aspx

+ نگاشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 17:20 توسط انگشتام |


عید سعید فطر مبارک

 نماز روزه هاتون قبول ...

ماه رمضانم به همین زودی تموم شد

من یکی واقعا دلم تنگ میشه

رمضـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان

 

کجایی؟؟؟؟؟؟

+ نگاشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 20:28 توسط انگشتام |


       سلام 

 

 

 

حالتون چه طوره؟..........................................................

 

 

 

تابستان هرکسی چه جوری گذشته...........

 

شاگرد اول:وقتی کارنامه گرفتم به خانه رفتم و کتابهای سال گذشته را یک بار دیگر مرور

 

کردم.بعد کتابهای سال آینده را خریدم و از همان روز شروع کردم به خواندن تا قبل از باز

 

شدن مدرسه ها همه درسهای سال بعد را یاد گرفته باشم و باز هم شاگرد اول شوم.

 

 

شاگرد آخر:مگر این درسها میگذارند که آدم توی فصل تابستان کاری کند ؟! من همه سه ماه

 

ادر کوچکترم را تعطیلی را درس خوندم و وقت سر خاراندن هم نداشتم.چون از همه درسها

 

تجدید شده بودم و برای این که مردود نشم باید دوباره همه کتاب ها را میخوندم.

 

 

مبصر کلاس:تابستان خسته کننده بود.هر روز ظهر مجبور بودم خواهر و برساکت کنم تا

 

مادرم استراحت کند.بعد از ظهرها هم توی کوچه میرفتم تا فوتبال بازی کنم اما هیچ کس مرا

 

توی تیمش راه نمیداد.آخر سر هم مجبور میشدم داور مسابقه شوم.

 

خود شیرین کلاس:من و خانوادم به شهرهای زیادی رفتیم و جاهای گوناگون را دیدیم.من در

 

این سفرها برای معلمان عزیزم و ناظم و مدیر محترم کارت پستال و سوغاتی میخریدم و

 

همیشه به یاد آنها بودم.

 

 

نیمکت آخری کلاس:من به کلاس بوکس رفتم و چند فن جدید یاد گرفتم تا بعد از تعطیلات

 

تابستان حساب چند نفر را بهتر برسم.

 

 

نیمکت اولی کلاس:از بس توی محل ما آدم  قلدر و زور گو زیاد شده است همه تعطیلات را 

 

از ترس در خانه ماندم و کارتون تام و جری دیدم.البته به کلاس ژیمناستیک هم رفتم.حسابی

 

نرمش کردم و بارفیکس رفتم تا قدم بلندتر شود...اما...

http://sarina1.blogfa.com

چند تا چیز دیگه نوشتم که توی ادامه ی مطلب(بقیش) می تونین ببینین

راستش میخوام بگم

خدا حافظ......................تا...

................................ــــــــــــــ............................

مدرسه شروع شده و نمیذاره آدم سرش به کار خودش باشه پس :

تا یه تعطیلی ای که چند روز پشت سرهم باشه(مثلآ عید نوروز) خدا حافظ

ما رو فراموش نکنین

من همیشه به یادتونم ولی

 آدم باید درس بخونه(نیست منم خیلی باهوشم) باید تو خونه بشینم ودرس بخونم

خدارو چه دیدین شاید از الهامم(شاگرد اول کلاسه /۲۰ ) معدلم بالاتر شد !!!!!!!!!!!!!!

سارینا الهام آزاده (......)و همه ی گلایی که اینجا اومدین تا فرصتی دیگه که وقت داشتم ............

خدا حافظ

 اینجام یه تغییری دادم که امیدوارم خوشتون بیاد

البته اینم بگم هر زمانی که وقت کردم میام و به همتون سرمیزنم آخییییییییییییییییییییی دلم نمیاد خداحافظی کنم پس

نمی کنم چون قراره دوباره بیام شهادت امام علی (ع) به همتون تسلیت میگم

تا پست بعدی.........................

+ نگاشته شده در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 14:13 توسط انگشتام |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

سلام
امیدوارم از این وبلاگ خوشتون بیاد
اگه انتقاد یا پیشنهادی درمورد این
وبلاگ دارین توی بخش نظرات بگید

فعلآ
بابای


صفحه نخست
پست الکترونیک


دوستان من

تصاویر متحرک واسه وبلاگ
ღ☆ஜدخترووونهღ☆
علــم نجــوم
همه چی
دنیای زشت
دنیای زیست
پارازیت
مغزهای متفکر سمپاد
خرس شکلاتی
من و خدام
آرشیو پیوندهای روزانه


چیزایی که قبلآ نوشتم

تیر 1387

فروردین 1387
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386



پیوندها

GHOORGHOOR


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS